
درخبرهای بی بی سی فارسی خواندم که پارلمان ايران قانون يا همان لايحه حذف يارانه های کالاهای اساسی وبنزين وآب وبرق وگازراکه دولت اين کشوربه پارلمان ارائه کرده بود رابالاخره تصويب کرده است ومن بعد قراراست که به هرنفرايرانی 20 هزارتومان که معادل 20 دلارآمريکايی می شود ماهانه پرداخت شود.
اين قانون که بعدازاين اجرايی می شود تاثيرواقعا بدی دراقتصاد ايران که همين الان هم دچارمشکلات اساسی ومديريتی هست خواهد گذاشت . طوريکه بی بی سی مثال زده است مثلا يک کارخانه بيسکويت سازی درصورت استفاده ازنرخ جديد کالا ها وخدمات اجتماعی نظيرآب وبرق وگازاستفاده کند چقدردرقيمت تمام شده ی محصول اين کارخانه تاثيرخواهد کرد؟درنتيجه گران شدن اين محصول مردم طبعا ازخريد آن منصرف خواهند شد ودرنتيجه ی عدم خريد مشتری کارخانه مذکوربا عدم فروش محصولات خودمواجه خواهد شد ودرنتيجه کارخانه ورشکست وکارگران آن بيکارخواهند شد ! اين يک مثال ساده اما واقعی است که دقيقا نشان دهنده عدم برنامه ريزی ودورنگری دولت اين کشورهست که ميخواهد بجای حل کردن مشکلات اقتصادی ومديريتی کشور صورت مسئله راپاک کند ولی اصل مشکل که همان گرانی کالاها ی مصرفی مردم است برسرجای خودباقيست . به اصل بحث که همان تاثيراين قانون برقشرمهاجرکه ازهمه خدمات رفاهی محروم هست برميگرديم .. با توجه به مصوبات وزارت کشور ايران و وزارت کارواموراجتماعی اين کشور مهاجرين افغانی جز درمعدودی ازمشاغل که عمدتا کارهای پست وسنگين هست حق کارديگری را ندارند وهمچنين مهاجرين حق بيمه درمانی وبيمه کارهم ندارند ومعمولا حقوق اين مهاجرين چون مهاجرهستند وناگزيربه انجام هرشغلی برای درآوردن نان شب ومايحتاج خودشان هستندهم معادل 50% حقوق اتباع خودايران هست که اين هم ظلمی ديگرمی باشد. تا اين تاريخ اين مردم با وجودهرگونه مشکلی که دولت ايران برايشان خلق می کرد وهرمانعی که وزارت خانه های ايران برای اشتغال وتحصيل واقامت شان درست می کرد اينها ازسوبسيدهای دولتی که همان يارانه های کالا بود استفاده ميکردند وحداقل نان خشک خودرامی توانستند بخرند وقبض های اب وبرق وگاز رابا صرفه جويی درمصرف وخوراک پرداخت کنند حال سئوال اين هست که بعدازين چه اتفاقی برای اين بيچارگان که ازبخت بد درايران مهاجرمانده اند خواهد افتاد؟؟

متاسفانه دولت ايران همواره استفاده های ابزاری ازاين جمعيت مهاجرافغانی درايران برای فشارآوردن به دولت افغانستان وقبولاندن خواسته ها وسياست های موذيانه خود درافغانستان کرده است ودرزمان حاضرهم اين کاررا انجام می دهد ...زمانی که معادلات سياسی به نفع ايران نباشد دولت شروع به اخراج مهاجرين ميکند ودرنتيجه دولت افغانستان که هنوزمشکلات فراوانی با جمعيت حاضردرافغانستان دارد ازايران خواهش ميکند که اقامت اين مهاجرين را اندکی تمديد کند !!

درحال حاضرکه اقتصاد ايران به شدت تحت تاثيروقايع اخيرداخل ايران وهمچنين تحريم های بين المللی قرارگرفته است اين قانون ولايحه حذف يارانه های دولتی برای کالاهای اساسی جز افزودن برمشکلات مردم ايران وهمچنين نابودکردن تدريجی مهاجرين افغانی مقيم ايران نتيجه ی ديگری نخواهد داشت .کافی است لحظه ای تصوربکنيد که يک خانواده ی مهاجرکه يک کارگرهم بيشترندارد ونهايتا درآمدی درحدود 200 يا 300 هزارتومان دارد چطورميتواند هزينه های زندگی خودراحتی برای حداقل ها فراهم کند ؟

متاسفانه دررژيم ايران وسياست ومنطق اين دولت خونخوار چيزی به نام انسانيت ونوع دوستی وترحم وعطوفت جايی ندارد وهيچ ارزشی برای اين فاکتورها که اساس اخلاق بشری را تشکيل می دهند قائل نيست که نمونه ی آن هم رفتاربا اتباع خودشان پس ازانتخابات نمايشی 1388هست . دراينجا با قلبی پراز درد وازهمين گوشه ی دنيا ازخداوند ميخواهم که رحمی به حال اين مهاجرين بيچاره که ازبد روزگاروبخت سياه شان به اين کشورپناهنده شدند وبعدازسی سال واندی هنوزبه عنوان يک انسان درقانون اساسی ايران شناخته نمی شوند ..کند شايد که راهی برای اين مردم بازشود ويااينکه دولت خونخوارايران ساقط شود.. درنهايت دعای همه ما اين باشد که هرچه زودترميهن وکشورما آباد شود تا مردم ما مجبورنباشند منت هرنامردی وبی صفتی را بکشند ودريک کشورآزادوآباد که آرزوی همه ما هست زندگی کنند.آمين
هميشه دررسانه های کشورايران سخن ازمشکل موادمخدرومبارزه با آن گفته می شود وتمام محققان وکارشناسان بی انصاف انگشت اتهام رابه سمت کشورهمسايه خودافغانستان درازميکنند وديوارکوتاه ترازاين کشوروملت سراغ ندارند که مشکلات مديريتی خودرابه کسی نسبت بدهند.درهرصورت اين واقعيت هست که درافغانستان کشت موادمخدرصورت ميگيرداما دراينجا ميخواهم درمورد ترانزيت وتجارت آن اشاره ای داشته باشم که چه کسانی اين کارهاراميکنند وسهم ايرانيان دراين تجارت سياه چقدراست ؟متاسفانه دراثرجنگهای داخلی وتجاوزشوروی سابق به کشور ما افغانستان تعداد زيادی ازمردم ما ناچارا به کشورهای ديگرازجمله ايران وپاکستان مهاجرشدند ودرشهرهای مختلف اين کشورمستقرشدند اين مهاجران درکنارمردم ايران شروع به کاروزندگی کردند وما افغانها متشکروسپاسگذارملت ايران بابت مهمان نوازی شان بوديم وهستيم .اما بخاطراينکه تعدادزيادی ازايرانی ها موادمخدرمصرف ميکردند ومي کنند تعدادی ازاين افغانهای مهاجرهم درايران مانند ايرانی ها به مصرف موادمخدر روی آوردند وهمه ميدانند که درگذشته افغانها اعتياد به اين موادمرگبارنداشتند وآهسته آهسته اين بلای شوم به اين مردم مهاجرهم رسيد وعده ای ازآنان هم معتاد شدند ودراثرسياست دولت ايران که مهاجرين رابه کشورشان عودت می داد اين عده هم مانند بقيه مهاجرين به افغانستان بازگشتند واين عادت شوم رابه کشورما آوردند واين باعث شد که پای اعتياد به افغانستان هم بازشود که امروزه درحدود 1 ميليون نفر راشامل می شوند.برمی گرديم به کشورايران طوری که رئيس وقت سازمان بهزيستی ايران آقای انصاری چندسال پيش اعلام کرد 10 درصد مردم ايران اعتيادبه مواد مخدردارند که درحدود 7 ميليون نفرمی شوند واين آماربراساس منابع رسمی تهيه شده است ولذا شامل کسانی که بطورمخفيانه مواد مخدرمصرف ميکنند نمی شود وبراين اساس تخمينا درحدودهشت تا ده ميليون نفردرايران که عمدتا قشرجوان هم هستند به موادمخدراعتياد دارند .به سراغ دلايل گرايش جوانان ايرانی به سمت موادمخدرنمی رويم وکاری به شرايط داخلی اين کشورنداريم که دلايل فراوانی هم موجوداست . به بحث اصلی خودوجايگاه ايرانيان درترانزيت موادمخدرمی پردازيم امروز دربی بي سی مطلبی راخواندم که نوشته بود 36 تن ازاتباع ايران درزندانهای کشورچين به اتهام حمل وترانزيت موادمخدربه سرمی برند که 10 نفربه اعدام و10 نفربه حبس ابد ومابقی به بين 3 تا 18 سال زندان محکوم شده اند .

درکشورهندهم تعدادقابل توجهی ازايرانيان درزندان هاي اين کشوربه اتهام ترانزيت مواد مخدر زندانی هستند که اين موارد با چشم سر رويت شده است . همچنين درکشورهای مالزياواندونزيا هرهفته اخباری ازدستگيری وکشف موادمخدرکه توسط اتباع ايران به اين کشورها آورده شده است به نشرمی رسد که عکسهای آن هم دراينجاموجوداست . لذا ذهنيت اين مردم نسبت به ايران وايرانيان اين هست که آنها برای تجارت وبيزنس موادمخدرکه عمدتا هروئين هست به آنجا مسافرت ميکنند.درتايلند هم گزارشات مشابهی موجوداست که درصورت نيازمی توانيد ازطريق گوگل عکسهای آنها رامشاهده کنيد.

نکته ی جالب اين است که درخيلي ازموارد کسانی که دستگيرشده اند زن هستند وجالب تر اينکه محجبه هستند که خودم شاهد اين صحنه ازطريق تلويزيون بودم که هشت زن ايرانی که همه محجبه هم بودند مقدار50 کيلوگرم هروئين که درتاريخ اندونزيا بی سابقه بوده است کشف اين حجم ازموادمخدردريک مورد!! اين مواد درداخل بطری ها ياهمان بوتل های شامپوومواد بهداشتی جاسازی شده بودند

درموارد ديگرکه يکبار5 کيلوهروئين درداخل کپسول هايی که ظاهرا برای تقويت وحاوی ويتامين بودند اما درداخل آنها موادمخدرجاسازی شده بودکه 4 جوان ايرانی حامل آنها بودند .دريک مورد ديگر3 زن ودومردجوان 13 کيلوگرم هروئين وحشيش که داخل چمدان وداخل لايه های داخلی آنها جاسازی شده بود وزنها بازهم محجبه بودند وانگارکه آنها فکرميکردند با داشتن حجاب کمتربه هويت آنان شک خواهندکرد!!

درکل درسال 2009 ميلادی 23 مورد کشف مواد مخدرازاتباع ايران تنها درکشوراندونزيا رخ داده است و19 موردمشابه هم درکشورمالزيا ودرفرودگاه کوالالامپور کشف شده است که همه ی آنها اتباع ايران بوده اند .

منظورازاين مطلب اين بود که ايرانيان که همواره فکرميکنند افغانها به کشورعزيزشان موادمخدرصادرميکنند اين کاملا اشتباه است واکثرتجارت اين مواد افيونی مرگبارتوسط اتباع خود ايران واکثرهم ازطايفه ی بلوچ که پوشش آنها مشابه با ملت افغانستان هست صورت مي گيرد اين آمار را ارائه کردم که سندی باشد برای شان که آنها فرشته نيستند وهرملت وکشوری خوب وبد دارد اما متاسفانه درايران تنها جايی است همه رابا يک چوب می رانند وخودملت ايران هم قربانی همين سياست دولت وذهنيتی که ساخته ی همان دولت است شده اند.


سال 2009 ميلادی با همه خوبی وبدی هاش گذشت ويک سال ديگرهم ازعمرما کمترشد... گاهی وقت ها اگه متوجه باشين زمان به سرعت درحال گذرهست ... واين ماهستيم که درجريان اين گذرزمان روبه فرسايش وکهنه گی می رويم .. درحقيقت اين زمان نيست که می گذرد اين عمرماهست که درحال تمام شدن است .
درهرحال
سال 2009 راهم درغربت ودورازخانه وخانواده گذراندم ... اميد که سال 2010
پايانی براين سفرطولانی من باشد .شب 31 دسامبر زمانی که آخرين لحظات سال
2009 رومی گذراندم ناخودآگاه به ياد خانواده وخاطرات گذشته ام افتادم ..
به ياد روزهای خوش کودکی ام که چقدربه سرعت تمام شدند وحالا جزيک شبح ويک
تصويردرذهن من چيزی ازآنها باقی نمانده .. بازی های دوران کودکی ..دلخوشی
ها ودلمشغولی های آن زمان همه وهمه شيرين ولذت بخش بودند .. به ياد دورانی
افتادم که دردبستان تحصيل ميکردم وچقدربرای رفتن به مدرسه شوق داشتم .
تصويرجوانی
پدرومادرم را به ياد می آورم که الان گذشت زمان وسالها آنهارا پيرکرده
وقامت شان راخميده وفرسوده کرده .. به ياد کودکانی می افتم که الان برای
خودشان صاحب زن وبچه شدند...وچه شيرين بود آن دوران که سادگی بود ومردم
اين قدربه دنيا وماديات دلبسته نبودند ... شايد همه شما که اين مطلب را
ميخوانيد اين تغييرات را احساس کرده باشيد يادم می آيد که آن زمان هميشه
به خانه فاميل وبستگان می رفتيم وچقدرمردم ازمهمان داشتن ومهمانی رفتن لذت
می بردند ... آن شب نشينی ها ودورهم بودن فاميل که هرکسی ازهرجايی سخنی را
ميگفت ولطيفه وفکاهی ميگفت وهمه ازته دل می خنديدند ... يادم مياد که همه
ازداستانهای وحشتناک وجن تعريف ميکردند وما که بچه بوديم می ترسيديم .بازی
های بچگانه درکوچه هيچ وقت ازيادم نمی روند!
آه وصد افسوس که ديگرنمی شود به آن دوران بازگشت وزمان به عقب برگرداند.

اين مطلب تنها درايران وافغانستان رخ نداده درتمام دنيا وتمام کشورهايی که من سياحت کردم وزندگی کردم اين قضيه رخ داده است ومردم سعی دارند که درانزوا زندگی کنند وازمهمان خوششان نمی آيد ... تنها مسئله اقتصادی نيست بلکه همه خودخواه شده اند ...صبرکمترشده است ..دوستی معنی ندارد مگراينکه منفعتی درکارباشد ودرصورتيکه بتوان ازکسی استفاده کرد به آن شخص نزديک می شوند وابرازرفاقت ميکنند.
چه
جوانی هايی که همه لايق وخيلی مرد بودند ومعتاد شدند وخانواده شان رابدبخت
کردند وعاقبت درکوچه وخيابان ودرخرابه های حاشيه شهرها جنازه شان
راپيداکردند.جای بسی تاسف است که چندين باردوستان دوران تحصيلم را ديدم که
به چه روزی افتاده بودند واعتياد بيچاره شان کرده بود وچهره شان حکايت
ازوابستگی شديد به اعتياد داشت اما خودشان هم می دانند که اين راه
سرانجامی ندارد اما اين اراده ی وهمت را ندارند که خودشان رانجات بدهند...
نميدانم
چرادارم اين حرفا رامی زنم شايد اثرتنهايی باشه ... درهرصورت ازخدا برای
همه انسانهای روی زمين سالی خوش وپرازموفقيت وشادکامی آرزو ميکنم وسالی
پرازصلح وآرامش برای هموطنان عزيزم درافغانستان وهموطنان مهاجردرايران
وتمام کشورهای دنيا می خواهم .
دراين دوسه روزه خبرهای زيادی درباره پناهنده شدن دختراسامه بن لادن به سفارت عربستان سعودی درتهران نشرشد ودرابتدا دولت تروريست ايران آنهاراانکارکرد اما بعدازتاييد رسمی سفارت سعودی درتهران ..دولت ايران مجبورشد که رسما اين خبرراتاييد کند ! خيلی جالبه ...اگه شماعزيزان دقت کنيد درخبرها ذکرشده که ازمدت 8 سال به اين طرف تعدادي ازفرزندان واعضای خانواده اسامه بن لادن رهبرالقاعده که خطرناک ترين گروه وسازمان تروريستی درجهان هست درکشورايران به طورمخفيانه زندگی ميکنند ... شايد اين خبرمهرتاييدی برسخنان خانم کلينتون وزيرامورخارجه ی آمريکا باشد که چندی قبل درمورد ايران گفت که ايران تنها صادرکننده ومروج وحمايتگر تروريسم درجهان هست ... نکته ای که شما عزيزان بايد درنظرداشته باشيد اين هست که چراايران اگرواقعا با امريکا مشکل سياسی وبنيادی دارد چرا امريکا هيچوقت سعی نکرده که به ايران حمله کند ويا حداقل يک رشته بمب گذاری يا خرابکاری های ديگرکه درافغانستان وعراق ولبنان وجوددارد درايران انجام دهد..خواهشا نگيد که چون ايران سيستم اطلاعاتی قوی ترازآمريکا واسرائيل دارد که خودتان هم می دانيد که توهم است.چرا ايران هيچوقت بوسيله تروريست ها که اکثراهم وهابی ودشمن قسم خورده ی شيعيان هستند موردتعرض وحمله قرارنگرفته است ؟؟؟چراهيچ گروه تروريستی درايران فعاليت ندارد ؟اگرشمابه گروه که نه بلکه گروهک جندالله اشاره کنيد درمقابل اين سئوال بزرگ ما اصلا به شمارنخواهد آمد...

به نظرشخص بنده اساس اين اتهاماتی که آمريکا وايران به هم نسبت می دهند واينکه خيالی که ايران باآمريکا مشکل دارد يک نمايش وتئاتر واقعا زيرکانه است که درپشت پرده منافع چندين کشوربهم پيوند خورده است .. اگرچه من دلايل کافی بر ای اثبات گفته هايم ندارم اما ميخواهم به چندنکته اشاره کنم :
1- اين نکته که انقلاب مردم ايران باصرفا رهبری آيت الله خمينی وبدون هيچ پشتوانه ی خارجی وسياسی واقتصادی به پيروزی رسيد يک حرف خنده داراست ... هرچند عامل مردم راميتوان يکی ازعمده ترين دلايل پيروزی اين حرکت دانست اما اگرشما کتابهای تاريخی را مطالعه کنيد خواهيد دانست که کشورهای عربی وخصوصا عربستان ومصرازسرنگونی شاه مخلوع ايران بطورضمنی ومخفيانه حمايت کردند...درهمين راستا شاه سابق ايران بعدازتجهيزونوسازی ارتش ايران وهمچنين تصوراينکه واقعا به يک ابرقدرت منطقه ای تبديل شده است خواهان سهم زيادتری ازقدرت ونفوذ درمنطقه خليج بود وخصوصا بعدازحمله ارتش ايران به عمان درمنطقه ی ظفار دردهه 70 ميلادی ...کشورهای عربی فشاربيشتری برآمريکا ومتحدانش وارد کردند که ناگزيرآمريکا دست ازحمايت شاه کشيد .3- مسئله سوم اين است که آمريکا درهرجايی که منفعت آن کشورايجاد کند دست به حمله نظامی زده است مثال آنهم درعراق وافغانستان وويتنام است ...شايدعده ای بگويند نه ايران مانند عراق وافغانستان نيست وقوی تراست !! دوستان عزيزواقع بين باشيد شايدايران الان بعدازسی سال 4 تا موشک وسه تا تانک داشته باشد اما دربرابرقدرت عظيم نظامی آمريکا ومتحدانش مانند قطره دربرابردريا است واين نميتواند عامل بازدارنده ی حمله آمريکا به ايران باشد ... لذا امريکا ميتوانست دربحبوبه ی جنگ ايران وعراق به ايران حمله کند که ايران واقعا درشرايط خيلی بدی بود ... اينراميتوجه باشيد که سياستمداران آمريکا وانگليس تنها به لحظه ای که درآن قراردارند فکرنميکنند بلکه برنامه ها وپلان های آنها برای سالهای طولانی است . درکل خبرپناهنده شدن دختربن لادن ميتواند گواه ديگری مبنی براينکه ايران با القاعده هماهنگ است باشد ودرغيراين صورت اگرايران با گروه هاي تروريستی همراه وهمگام نباشد اين رامطمئن باشيد که اولين هدف تروريست های اکثرا وهابی سرنگونی ونابودکردن نظام ايران که اکثرمردم آن شيعه هستند خواهد بود نه آمريکا ! لذا بايد کمی به اين مسئله انديشيد که چرا مدت 8 سال است که فرزندان بن لادن درايران وآنهم به طورمخفيانه درتهران زندگی ميکنند ؟مطمئنا همه اين ها يک سناريوبين ايران وآمريکا واسرائيل وانگلستان است که برای نابودکردن اسلام ومخصوصا اعراب طرح ريزی شده است ...

ازيک طرف اسرائيل درمرکزسرزمينهای عربی واقع شده است ودريک طرف ايران که به طورسنتی با اعراب مشکل دارند وهمچنين اين شايعه ی بمب هسته ای که عربهای خليج راهرساله واداربه خريد اسلحه های جديدترازآمريکا وانگلستان می دارد وهمچنين ازيک سوايران با شعاراسلام ومسلمين تمام گروههای تروريستی دنياراحمايت وتجهيزميکند مانند حماس ... حزب الله ... طالبان ..القاعده که همه وهمه ازايران نشات می گيرند.بااين همه واقعيت غيرقابل انکاراين است که ايران دلش به حال مردم فلسطين ولبنان وافغانستان نسوخته وهمچنين آمريکا برای رضای خدا به افغانستان وعراق حمله نکرد... هرچه که هست درطی زمان معلوم خواهد شد که واقعيت چه است ....
یادم میاد همیشه باهاش ازرفتن به خارج ورسیدن به یک زندگی بهتر صحبت میکردم .. ازاینکه زندگی برای من که متولد ایران بودم اما هنوز مدرک شناسایی نداشتم برایم دیگه ارزشی نداشت ... باهاش ازآرزوهام میگفتم .. ازآرزوهایی که قصد داشتم بااون مشترک باشه ... میدونید یک نکته جالب وشاید باورنکردنی این بود که اسم منو اصلا توتمام مدتی که باهام بود صدا نکرد.. من ازاون جنس پسرها نبودم که بادیدن دخترا دیگه اختیارخودشون رو ازدست بدن .. اما همیشه تواین حسرت بودم که اسممو صدا کنه ! خلاصه بگذریم .. اون روزی که صبحش قراربود پرواز کنم وازش جدا بشم شبش باهاش تا ساعتهای ۲و۳ صبح اسمس دادم وتلفنی حرف زدیم ... چندبارم گریه کرد .. یک حس بدی داشتم ازیک طرف باید می رفتم وازیک طرف این تصوربرام پیش می آمد که دارم اونو ازدست میدم ...عصراون روز باهاش قرارداشتم وباهم رفتیم وتا شب بیرون بودیم وآخرین لحظات مون راباهم گذراندیم .. اما همون دم صبح بهم گفت که من باید باهات تا فرودگاه بیام ! دلم نبود که بیاد آخه واسه من وهمچنین خودش سخت بود . اما مث همیشه محکم گفت باید ! من هم گفت باشه .. صبح آژانس گرفتم ورفتم محل خونه اونها ساعت ۶ بود دیدم مثل همیشه ساده وباهمون تیپ همیشگی که عاشقش بودم منتظرمن هست .. معلوم بود که گریه زیادی کرده ونخوابیده ... تا رسیدن به فرودگاه باهاش سعی کردم شوخی کنم وبخندونمش وبروزندم که حال خودم ازاون بدتره !!

وقتی به فرودگاه رسیدم .. دوتایی باهم رفتیم داخل سالن وبارهامون دادم که چک کنند وبه اصطلاح بگیج بشه .. بعدش یک مدت وقت داشتم تا رفتن به سالن پرواز.. نشستیم رو صندلی ... خوب یاد میاد که چقدرسفارش میکرد که مواظب خودت باش وهرکجا که رسیدی بهم زنگ بزن و... من هم فقط خوب میگفتم وتایید میکردم .. به شوخی گفتم که خوشبحالت که ازشرمن یکی راحت شدی ! دیگه کم کم موقع خداحافظی شد .. بغلش کردم .. بدنش می لرزید ..من هم مثل اون ... برای آخرین بار سفارش کرد که خیلی مواظب خودم باشم .. ناخودآگاه قطره اشکی ازچشمام چکید ... صورتش وپیشانی شو بوسیدم ... گفتم برام دعا کن ... گفت همیشه برات دعا کردم ومیکنم ... دستش رو ازمن جداکرد ... من ایستاده بودم ونگاهش میکردم ... اونم هرچند قدم یک نگاه به پشت سرش می انداخت ... وقتی به درب خروجی رسید .. من دویدم دنبالش وگفتم مریم وایستا ..! ایستاد ... گفت چی شده ؟ گفتم دلم برات تنگ شد!! لبخندی زد ... مثل همه لبخندهاش که خیلی قشنگ وملیح بود .. گفت به این زودی ؟! گفت توکه منو بهتر میشناسی ! بازم بغلش کردم واین دفعه دیگه جدی خداحافظی شد ... رفت تا آخرین لحظه ای که چشمام می دیدش نگاهش کردم ... سوار تاکسی شد ... برام دست تکون داد ورفت ... باورش برام خیلی سخت بود که این آخرین باری بود که من دارم اونو می بینم ...! واسه یک زندگی بهتر .. ترکش کردم ..

واسه جایی که واسه هویتم به من طعنه نزنند و فقط واسه اینکه مهاجرم ازهمه حقوق انسانی ام محروم باشم .. واسه نسل آینده ام ازش جداشدم ... واسه اینکه جلوی نسل بعدازخودم شرمنده وخجل نباشم که چرا تلاش نکردم زندگی بهتری واسه اونا رقم بزنم ... مریم ازهمین فاصله ی دور .. جایی که هیچ کس ازمن یادی نمیکنه .. وتنها ماندم ... می دونم واسه خاطراینکه تورو تنها گذاشتم باید مجازات بشم وتاوانش را پس بدم ... واسه تک تک کلماتی که بهت گفتم اگرچه ازصداقت بود اما شرایط نگذاشت که همه شون عملی بشن ... ازصمیم قلبم وبا تمام وجودم دوستت دارم حتی اگه هیچوقت اسممو نگفتی ... بازم تو همون عشق اول وآخر منی ...

چندروز پيش سالروز جهانی مبارزه با بيماری ايدزياهمان اچ.آی .وی بود ومايک سيمينارداشتيم درمورد دلايل وراههای ابتلا به اين بيماری وهمچنين چه راهکارهايی بايد درپيش بگيريم تابا اين بيماری وابتلای به اون جلوگيري کنيم ... درهرصورت چيزايی که يادم مونده راميخوام اينجا بنويسم ... اول اينکه ويروس اين بيماری مهلک ازطريق خون وفرآورده های خونی مانند منی ياهمون اسپرم انسانها منتقل وساری ميشه ... دوم اينکه اين بيماری هنوز راه درمانی نداره وکسی که به اون مبتلا می شه ديگه فاتحه اش خونده است ... سوم اينکه بيشترين آمارمبتلايان به اين بيماری خطرناکه ازطريق مقاربت يا همون سکس به اين بيماری دچارشده اند ... درشروع اين بيماری تا شش ماه پس ازابتلا درآزمايش ها هم قابل رويت نيست واين ويروس تا ششماه دربدن مخفی هست وبعدازآن با گرفتن آزمايش دقيق ازخون می شه مطمئن شد که آيا شخص دچارشده است يا نه ؟ مادرانی که حامله هستند ونيزدچاراين بيماری هستند متاسفانه نوزاد شان هم دررحم مادربه اين ويروس آلوده می شود وبيماربه دنيا خواهد آمد وهمچنين اگرمادربعداززايمان به اين بيماری مبتلا شود ازطريق شيردهی نوزاد هم آلوده خواهد شد. راه ديگری که افرادزيادی هم ازين طريق مبتلا شده اند اين هست که افرادی که موادمخدراستفاده ميکنند وازروش سرنگ وتزريق حال ميکنند بايد خيلی مراقب باشند که با سرنگ افرادديگرتزريق نکنند وحتی الامکان ازروش تزريق اجتناب کنند چون معتادهای عزيزچون خيلی بامرام هستند بعدازنئشه شدن به همديگرتعارف ميکنند واين باعث ميشه اگريک نفرازآنها به اين ويروس آلوده باشه بقيه هم دراثر مرام زياد ولوطی بودن بيچاره بشوند.مورد ديگری هم که بعضی ها به اين بيماری دچارشده اند اين هست که کسانی که خون شان آلوده بوده است به بانک خون رفته وجهت ثواب وانساندوستی مثلا خون اهدا کردند وبدبخت هايی که ازخون اين بابا بهشون تزريق شده ناخواسته مبتلا به اين ويروس قاتل شده اند ... خب راههايی که ميشه تا اندازه ای ازگسترش وپيشرفت اين بيماری البته درقسمت پيشگيری ازآن جلوگيری کرد اين است که اولا اگرمجردين به قول اين خانم مجری که می فرمود صبرکنيد وباخواسته های نفسانی خودتون مبارزه کنيد وتا قبل ازازدواج سکس انجام ندهيد !! که ياروبايد ايوب باشه که بتونه اين کاروبکنه !! دوما درصورتی که خيلی به وسوسه افتاديد حتما درهنگام سکس ازکاندوم وآنهم بطور صحيح استفاده کنيد يعنی لزوما پوشيدن کاندوم واسه آلت تناسلی نميتواند ضامن مبتلا نشدن به ايدزباشد يعنی بايد طرزصحيح استفاده ازآن را يادبگيريد...که به ما نشان ندادند !! سوما درصورتيکه با کسی سکس داريد ازطرف تون اگه بهش برنميخوره وازاهميت اين موضوع باخبره درخواست کنيد که هردوتا تون مثل بچه های خوب وسربه راه بريد وآزمايش خون بديد که ازسالم وصحت مند بودن خودتون مطمئن بشيد وبعدش با خيال راحت ازسکس تون لذا ببريد.چهارم واسه بروبچه های معتادعزيزوبامرام عرض ميشود که خواهشا اگرتزريق ميکنيد لطف کنيد مرام خودتون رو ازطريق تعارف سرنگ خودتون به دوستان تون نشان ندهيد واسه خودکشی راه های بهتری هم هست ... وهمون سرنگ واسه خودتون باشه ومابه خيرشما اميدی نيست لطفا شر مرسانيد .. وضمنا خيلی وقتا شده که معتادها ازطريق سرنگ مشترک با ديگرمعتادين دچاراين بيماری شده اند وبعدش ازطريق آميزش جنسی يا همون سکس خودمون همسران بيچاره شان وباطبع فرزندانی که ازآنهابوجودآمده اند هم ناخواسته آلوده شده اند ... ازمعتادهای عزيز درخواست ميشه که به زودترين وقت ممکن همسرانشان راقبل ازابتلا طلاق بدهند واونها راباخودشون به اون دنيا نفرستند ... درهرصورت اين بيماری شوخی نيست وبا کسی هم شوخی ندارد ..والله بالله خانوم بازی نکنيد ....سعی کنيد ازروش های مطمئن تر استفاده کنيد وخودتون وآينده تون راتباه نکنيد .. يک بارابتلا همانا ومردن با بدترين وجه همان ! اين بيماری متاسفانه هنوزدرمان نداره وبا وارد شدن به سلول های سی فور دستگاه ايمنی بدن يا همون سيستم محافظتی بدن را کاملا تخريب ميکند يعنی اگريک سرماخوردگی بگيريد ديگه خوب نخواهيد شد وباهمان خواهيد مرد !! خيلی بده نه ؟ پس مواظب خودتون باشيد که بقول معروف خطرناکه حسن ! !!
ديشب اخبارشبکه اي.بي.سی نيوز استراليا رومی ديدم که گزارشی درباره سيگاروتوليد انبوه اون درجهان داشت ... بطورمتوسط ساليانه 2 ميليون نفردرسراسرجهان دراثرمصرف وتنفس دودسيگارجان خودراازدست می دهند...

متاسفانه اونطور که بايد وشايددرمورد مضرات سيگاروتلفات انسانی ناشی ازمصرف واستنشاق دودناشی ازاون اطلاع رسانی درست وکافی نشده است دراينجا من ميخوام به اين نکته اشاره کنم که يکی ازدلايل اينکه بطورگسترده به مبارزه با اين پديده شوم که به مراتب ازايدز وهپاتيت برای انسانها خطرناکتر وپرهزينه ترهست پرداخته نشده است اين هست که کمپانی های عظيم توليد سيگارکه ميلياردها دلارازتوليد اون درآمد دارند ترس ازاين دارند که نکند اين تبليغات واطلاع رسانی درآمد عظيم آنان رابامخاطره مواجه کندلذا به طورمحسوس سعی درکاهش وبی اثرکردن اين مبارزه دارند..ازطرف ديگراکثرمصرف کنندگان سيگارودخانيات نسل جوان هستند وحتی گفته ميشه که نوجوانان وکودکان هم به تدريج به مصرف اين قاتل جان انسانها روی آورده اند... ميخوام به چندنکته اشاره کنم وبيشترازون مزاحم شما نشم :
1- متاسفانه خيلی ها وبخصوص نوجوانها وتازه جوان شده ها کشيدن سيگاررا يک جورتنوع وتفريح تلقی ميکنند وخيلی ازآنها معتقدند ويااينکه اينجوربراشون جاافتاده که بامصرف سيگارخصوصا دربين دوستان هم سن وسال يک جوراحساس بزرگی ويا بالغ شدن به آنها دست ميدهد وبه اصطلاح کم نيارن وبا اين حرکت اشتباه خودشون رودردام اين بلا می اندازند .
2-مسئله دوم اين هست که شروع کردن به کشيدن سيگارخودش بزرگترين اشتباه است خيلی ها فکرميکنند که بايک باريا دوبارکشيدن آن به آن عادت نخواهند کرد ...متاسفانه دخانيات ومشروبات دردفعات اول واقعا برای کسانی که استفاده نکرده باشندلذت بخش هست واين خودش يک جورتصورغيرواقعی برای آنها ايجادميکند که بامصرف ونوشيدن آنها يک جورآرامش ولو برای مدتی کوتاه به آنها دست می دهد وباعث ميشود که استرس وفشارروانی کمتری داشته باشند...امادرحقيقت اين يک جورگول زدن خودآدم هست ودروغ گفتن به خودهست ومصرف واستفاده آنها هيچ تاثيری دربهتر شدن يا حل شدن مشکل شما نخواهد داشت .دردراز مدت شمابه مصرف آن عادت خواهيد کرد واين هيچ گونه لذت ونشاطی برای شما نخواهد داشت .
3-دربعضی ازکشورهای اروپايی وهمچنين بعضی ازکشورهای پيشرفته ديگردنيا شرکت های توليد کننده ی سيگارموظف به درج تصاويرکسانی هستند که دچاربيماری های ناشي ازمصرف سيگارشده اند واين تصاويرواقعا وحشتناک هست

وعاقبت مصرف سيگاررانشان می دهد اما درکشورهای توسعه نيافته مانند آسيای ميانه ..آسيای جنوبی ... کشورهای شرق آسيا وخاورميانه وآفريقا وآمريکا لاتين شرکت ها فقط اقدام به چاپ معدود جملات هشداردهنده درمورد عاقبت مصرف سيگاربه مصرف کنندگان شان ميکنند .اگربشود که تمام شرکت های توليدکننده سيگارتصاويرکسانی که دچاربيماری های مختلف ناشی ازمصرف سيگارشده اندراچاپ ودرروی بسته های سيگارنشرکنند تعداد مصرف کنندگان وهمچنين کسانی که ميخواهند بتازگی شروع به مصرف سيگارکنند بطورقطع کمترخواهد شد.

امروز دراخبار که توشبکه های خارجی مرورمی کردم ناگهان توشبکه سی .ان.ان مصاحبه با هيلاری کلينتون را ديدم که درباره ايران حرف می زد ... وبه کشورهای آمريکاي لاتين که ته مونده های همون سرخپوست های قديم هستند هشدارميداد که مواظب خودتون باشيد ...فکرنکنيدکه ما ازملاقات های شمابا اون کله سيب زمينی احمدی نژاد بی خبريم ... وبهشون هشدارداد که عواقب خوبی واسه شما اين نزديک شدن به ايران نخواهد داشت ... يک حرفی که خيلی جالب بود واون گفت اين بودکه امروز ايران اصلی ترين مروج وخواستگاه وصادرکننده تروريسم به دنيا هست ... ميدونيد اين حرف را اون بنده خدا ازروی کينه يا بغض نمی زنه ..اونها به يک جايی رسيدند که مثل اون رئيس جمهوردروغين ايران احمدی نژاد که ازنژادميمون های انسان نما هست مثل آدمهای بی سواد وسطحی نگر لاف نمی زنن وآداب ديپلماتيک را رعايت ميکنند...

بهرحال اين حرف خيلی برام جالب بود وحاکی ازدرک اونها ازفعاليت های موذيانه جمهوري اسلامی ديکتاتوری ايران داشت .. ميخواستم تواين پست اين مطلب رابرای عزيزان کمی توضيح بدم.. برای نمونه ازدخالت های ايران وتروريست پروری دولت ديکتاتوراسلامی اون درکشورخودم افغانستان می خوام بگم ... بعدازحمله شوروی سايق به افغانستان با وجود اينکه ايران خودش دچارجنگ با عراق بود که اصلا هم تحميلی نبود وشعارهای تند اسلامگرايان انقلابی باعث اين جنگ شد وصدها هزارجوان ايرانی برای دفاع ازکشورخودشان کشته وزخمی واسيرشدند . بله می گفتم دولت ايران درهمان زمان صدها محموله ی اسلحه وتجهيزات نظامی رامثلا برای کمک به مجاهدين افغانی ازطريق مرزهای شرقی اين کشوربه افغانستان صادرميکرد اما درعين زمان تمام احزاب شيعه رابه جان هم می انداخت وبين شان اختلاف وتفرقه می انداخت ونتيجه اين شد که تمام اين محموله های سلاح وتجهيزات نظامی درجنگ داخلی احزاب شيعه مذهب مصرف شد وهزاران تن کشته ومجروح شدند ... اين بود کمک به مجاهدين ! بعدازآن که شوروی ازافغانستان خارج شد .. هم دولت ايران به فعاليت های تخريبی خودش درافغانستان ادامه داد بطورمثال دردوجبهه با شيعيان وتاجيک ها همکاری ميکرد وازيکطرف به تاجيک ها ميگفت ما وشما ازيک نژادمشترک هستيم وبايد باهم باشيم .. درطرف ديگربا شيعيان ميگفت که ما وشما شيعه هستيم وبايد درراستای يک دولت متمايل به تشيع درافغانستان کوشش کنيم .. درهمين راستا جنگهای خونينی داخلی درشهرکابل به راه افتاد که هزاران نفرکشته وصدها هزارنفرهم مهاجرشدند ...

شما دوستان ايرانی که ميگوييد چراافغانها به ايران مهاجرت ميکنند ماکه کارت دعوت نفرستاده بوديم حالا می فهميد که کی وچه کسانی باعث مهاجرت اين افغانها به ايران شده انديا نه ؟سياست چيزکثيفی است هم ازکاهدون ميخورد هم ازآبخور... بعدازتسلط طالبان براکثرمناطق افغانستان هم ايران بطورفعالانه درافغانستان حضورداشت وبخاطرهمين رقابت سختی بين سپاه پاسداران ازيک طرف ودرطرف مقابل وزارت امورخارجه ووزارت اطلاعات قرارداشتند درآنزمان دولت آخوندی ايران منافع خودرادرمتحد کردن شيعيان وتاجيک ها می ديدولذا جبهه متحد شمال را بوجودآورد که همان دشمنان ديروز ودوستان امروز شدند . درهمين زمان دولت ايران اقدام به تاسيس پادگانهای نظامی زد که درچندين نقطه ی ايران مانند تهران ومشهد وزهدان وعمدتا درنقاط شرقی هم مرز با افغانستان قرارداشتند وبا همکاری احزاب افغانی اعم ازسنی وشيعه اقدام به تبليغات برای جذب نيروی نظامی افغانی کردند مهاجرين بيچاره برای گرفتن ماهانه سی هزارتومن برای مجردها وچهل هزارتومن برای متاهلين وهمچنين مزيت ديگراين بود که برای خانواده های اين عده ازکسانی که شامل اين نيروی نظامی که تحت نظارت سپاه پاسداران اداره می شد نامه های تردد موقت ششماهه برای ادامه زندگی درايران صادرميکرد...ببنيد که چقدربی انصاف بودند ...يادم می آيد که يک بارزمانی که درايران بودم تلويزيون ايران درباره ارتش آمريکا وکسانی که برای گرفتن گرين کارت امريکا داوطبانه به ارتش آمريکا ملحق ميشوند صحبت ميکرد واين کارآنهاراتقبيح ميکرد ..درحاليکه درخودهمين کشورمهاجرين افغانی دربدترين شرايط وتحت اجباروبرای اينکه چندصباحی بيشتردراين کشورزندگی کنند ناچاربه اين گروه نظامي که تحت عنوان سپاه محمد(ص) ناميده شد بپيوندند .. خلاصه درپادگانهای مذکورکه يکی ازآنها درتربت جام استان خراسان رضوی بود اين افرادرامدتی آموزش نظامی می دادند وبعدا به افغانستان اعزام ميکردند ... که عده زيادی ازهمين بيچاره ها کشته ومعلول وزخمی ومفقودالاثرشدند... بله اين قضيه ادامه داشت تازمانی که آمريکا حالابخاطرهرچی که بود به افغانستان حمله کرد وطالبان سقوط کردند ونظام سياسی کشورتغييرکرد.بعدازآن بود که موقعيت سياسی ونفوذ ايران درافغانستان بخاطرحضورامريکا وکشورهای غربی به مخاطره افتاد واين دولت موذی ايران درصدد شد که باگروه های اپوزيسيون دولت جديد افغانستان همنواشده وازين طريق سياست های خودرابه پيش ببرد.. لذا دردوجبهه ی تجهيزوحمايت مالی وتسليحاتی ازگروه حزب اسلامی که به گروه طالبان ملحق شد ورهبراين گروه بنام گلبدين حکمتيارکه خود يک وهابی ودشمن قسم خورده ی تشيع وايران هست راتحت پوشش حمايت های لجستيکی وسياسی خودگرفت .

درطرف ديگربا تمويل رهبران سايق جهادی نظير برهان الدين ربانی جنرال فهيم ويونس قانونی ومحمد محقق وکاظمی وعده ای ديگرازمزدوران ومواجب بگيران ايران را تحت يک تشکل سياسی گرد هم آورد که بنام اپوزيسيون درپارلمان کشوردولت افغانستان رابه چالش بکشند.درنهايت با توزيع پول دربين عده ای که اکثر آخوندهای تحصيل کرده درخودايران هستند هم سعی براين داشتند که افکارجامعه مخصوصا تشيع رابه نفع دولت ايران تغييربدهند که خوشبختانه مردم افغانستان کاملا سياست های موذيانه وتفرقه افکنانه ی ايران رامتوجه هستند واين تبليغات کاملا بی اثرماند.بارها شد که نيروهای امريکايی محموله های سلاح را ضبط کرده اند که تمام اسلحه ها با مارک ونشان ايران منقش است ونيزافرادزيادی رادستگيرکرده اند که بعنوان جاسوس درافغانستان فعاليت داشتند ... نکته ی ديگری که هرسال 17 مرداد ماه درايران بنام روزخبرنگارويادبود کشته شدگان ايرانی درکنسولگری ايران درشهرمزارشريف ازآن تجليل ميشود رابايد برای شما روشن کنم که تمام پرسنل کنسولگری ها وسفارت ايران دراکثرکشورها ومخصوصا افغانستان وعراق عضوسپاه هستند واصلا ديپلمات نيستند وآن 9 نفر به شمول خبرنگاری که بنام صارمی بود همه شان ازدرجه داران وسرداران سپاه پاسداران بودند. دوستان عزيز نمی خواهم که مطلب راطولانی کنم اما اين گوشه ای بود ازفعاليت های تخريبی ايران درجهت بی اثرکردن تلاشهای داخلی وبين المللی برای بوجودآوردن يک کشورامن وبدورازجنگ که درسالهای اخيرانجام شده است ... خودبنده شاهد بودم که افرادزيادی درکابل ماهانه وياهفته واربه سفارت ايران درکابل مراجعه ميکردند وپول دريافت ميکردند ...همچنين بخش رايزنی فرهنگی سفارت ايران که اصلاهم فرهنگی نيست وکلا فعاليتهای سياسی ونظامی دارند ... وهم کميته امداد امام خمينی که تمام تلاشهايش برای ترميم وجهه مخدوش شده دولت ايران هست ... درهرصورت اميد همه ماافغانها وهم ملت برادروهمزبان ايران اين هست که دولت ديکتاتورايران سرنگون شود وبجای آن يک دولت که واقعا بجای دخالت درافغانستان ...عراق ..فلسطين ..سوريه .. لبنان ويمن وآمريکاي جنوبی پول حاصل ازدرآمد نفت کشورشان راصرف آبادی خودايران کند نه اينکه به گفته هيلاری کلينتون تروريسم رابه دنيا صادرکند ...
تا حالا شده که آرزويی بکنی وبعد اون برآورده بشه ؟اماتواحساس خوشی وکاميابی نکني؟واسه من اين پيش اومده .. يادم مياد که عيدنوروزسال 1386 بود ...قبل اينکه سال جديد تحويل بشه ... بنظرم صبح ساعتهای 9 ونيم بود .. هنوزتورختخواب بودم ...احساس خوشی وشادی نداشتم ...اگه شما هم درايران زندگی ميکنيد شايد اين احساس منودرک کنين که زندگی درايران حتی برای کسانی که ايرانی هستنددلچسب نيست وآدمها حتی اگه پولدارهم باشن زياد احساس خوشي نميکنن...شايدهم احساس من اين طوربوده ..نميدونم ! بهرحال همونجورکه تورختخواب بودم داشتم به صدای تلويزيون که مراسم مخصوص تحويل سال نوخورشيدی را پخش ميکرد گوش ميکردم ... چشمام رو بستم واسه چندلحظه ..به زندگی ام فکرکردم..به زندگی خانواده ام فکرکردم ...به وضعيت مهاجرين افغانی فکرکردم...اينکه هيچ دستآوردی نداشتم شايد ازنظرمالی بدک نبودم..اما هيچ دلخوشی نداشتم حتی دوست دخترم نميتونست منواونجوری که بايد خوشحال کنه ...شنيده بودم که وقتی سال تحويل ميشه اگه آرزويی کنی برآورده ميشه !البته به صحتش مطمئن نبودم...چندين سال بود که درآرزوی خارج رفتن وخلاص شدن ازاين وضعيت سرگردانی مهاجرت وزندگی درايران که همواره باترس ازاخراج شدن وپليس انساندوست ايران که ديگه همه ازماهيت وعملکرد اونها باخبرهستن خلاص بشم ...خيلی ازدوستام که مثل من متولد ايران بودند البته افغان ..رفته بودند خيلی هاشون به چيزی که ميخواستن رسيده بودن يعنی تابعيت يک کشور...وخيلی هاشون هم هنوزبه مقصدنرسيده بودند ..يک گروه بوديم شامل 5 نفرهميشه تومغازه يکی ازاعضای گروه جمع ميشديم ودرباره زندگی درخارج وچگونه رفتن به يک کشوربهترو... صحبت ميکرديم ..يادش بخير...خداييش دلم واسه همه شون تنگ شده الان يکی شون توبلژيک زندگی ميکنه .. يکيشون توايتاليا هست .. يکی شون تازمانی که من خبرداشتم کابل بود..ويکی شون هم امسال به استراليا رفت .. من هم که اينجا توشرقی ترين کشورهای دنيا هنوزدنبال سرنوشت وقسمت خودم سرگردانم.. بگذريم اون لحظه من باتمام وجودازخداخواستم : ای خدا! باوردارم که وجودداری ..خودت اززندگی من ازهرکسی بيشترخبرداري...منوبه يک جايی ببرخيلی دور.دوردست ترين جايی که امکان داره...جايی که هيچ کس منونشناسه ...!گذشت ومن ازايران رفتم به چندين کشوررفتم وآخرش هم به اينجا اومدم ...جايی هستم که هيچ کس منو نمی شناسه!!اين جريان برای من اتفاق افتاد..هرچندزندگی من ازچيزي که درايران بود به مراتب بهتراست ديگه کسی به من توهين نميکنه وکسی بخاطرهويتم منو سوال پيچ نميکنه ...

يادم نمی ره يه باربايکی ازدوستام تواتوبوس نوشته بوديم وداشتيم شهرمی رفتيم ..جلوی کلانتری اتوبوس نگه داشت يعنی يک سربازاشاره کردکه نگه دار!بعدش دوتا آشخوراومدن بالا وکسانی که قيافه شون با بقيه فرق داشت را ازشون مدرک شناسايی خواستند..دوست بيچاره من فراموش کرده بود کارت شناسايی اش را که اداره اتباع ايران ازشدت کينه وبغض درابعادپلاک يک اتومبيل وبرای تحقيرهرچه بيشتراين مردمانی که برای فرارازمرگ وزندگی درحداقل امکانات وبرای زنده ماندن به ايران پناه آورده بودند چاپ کرده را باخودش بياره !!مامورانتظامی باشدت وبالحن زننده وتحقيرآميزی بهش گفت برو پايين افغانی فلان فلان..مثل اينکه خيلی دردداشت ازافغانی ها ونميدونم افغانی ها چه هيزم تری بهش فروخته بودند...بهرصورت دوستم ازمن خواهش کردکه خبرگرفتاری اش رابه خانواده اش بدم واونها کارتش رابه کلانتری بياورند تاآزادبشه! من پاسپورت داشتم ..خيلی حالم گرفته شد...فورامن هم ازاتوبوس پياده شدم وباخانه دوستم تماس گرفتم ...

هربارکه ناظروشاهد چنين صحنه هايی بودم باخودم عهد ميکردم حتی اگه درغربت بميرم بهترازين هست که اين جورمثل احمق ها تواين کشوربمونم ...ازيک طرف دولت ايران هزاران مامورانتظامی رابرای گرفتاری واخراج مهاجرين افغانی بسيج کرده وازيک طرف همين دولت جهت ناامن کردن افغانستان وغرق کردن اين کشوردرترورووحشت ميلياردهادلاراسلحه وتجهيزات به گروه طالبان وسايرمخالفان دولت افغانستان مصرف ميکند...ازيک طرف کوچکترين اتفاقی که درايران ميافتد تمام رسانه ها دولتی وغيردولتی دادميزنن : بله اقتصادما امنيت ما و.... همه مشکلات کشورمادرهرعرصه بخاطروجوداين مهاجرين افغانی هست ...اينها چون هنرحل کردن معضلات کشورشون راندارند ..بجای جواب دادن به ملت خودشون ..صورت مساله راپاک ميکنند...وهرچی کاسه وکوزه هست رابسرچهارتامهاجربدبخت که همشون کارگرساختمانی وکشاورزی ونهايتش خياطی هست می شکنند....ملت ايران هم که خودشون بندگان خدا درهزارتامشکل که همين نظام آخوندی برای مشغول کردن ذهن شان ودورنگهداشتن اونها ازمسائل سياسی ايجادکرده غرق هستند...درهرصورت نميخوام طولانيش کنم .. اما مواظب آرزوی هايی که ميکنيد باشيد....

خبرها حاکی ازين هست که آقاي اوباما رئيس جمهورآمريکا ميخواد که درباره استراتژی امريکا درافغانستان تصميم گيری اساسی کنه واينکه دراين ميان سفيراون کشورهم نامه ای به کاخ سفيد نوشته که اين اعزام نيروهای بيشترکمکی به شرايط بحرانی اين کشورنخواهد کرد... آدم حيران می مانه که بعدازگذشت 8 سال وتخصيص ميلياردها دلاردرعرصه های امنيتی .. بازسازی ودولت سازی ... چرا هيچگونه تغييراساسی درکشوررخ نداده است؟؟واقعا هم مسخره است که سی وچند کشورکه خودشان راجزوبهترين ها وجهان به اصطلاح اول می بينند نتوانند مشکل اين کشورحل وفصل کنن وحتی نتوانند دريک عرصه حداقل يک دستاورد چشمگيرداشته باشند..بله کارهايی صورت گرفته اما برای کشوری که سی سال واندی جنگ وويرانی راپشت سرگذاشته اينها کافی نيست ونميتونه که باعث بشه ماآنها را موفق بدانيم .. مسائل زيادی درپشت پرده هست که ماازآنها بی خبريم ... همه ميدونند که آمريکا دلش بحال مردم کشورمانسوخته که بياد وارتش خودش را اونجامستقرکنه ومثلا با تروريسم بجنگه بهرحال ما ازاين که اونها اومدند ناراحت نيستيم اما واسه اينکه يک دليل هم واسه مردم داشته باشند برای حضورشان بايد يک سری کارهايی برای بهترشدن وضعيت معيشت وزندگی مردم کشورانجام بدهند..نه اينکه باری برروی دوش مردم باشند .. درخيلی ازموارد عمليات های اونا باعث کشته شدن مردمان عادی وغيرنظامی ميشه واين باعث تغييرديدگاه مردم درباره مفيد بودن آنها شده..انتخابات رياست جمهوری هم گذشت وباهمه مسخره بودنش کرزي دوباره رئيس شد اما خداييش بايد خجالت بکشه که توی 8 سال رياستش چندان کاری نکرد...

فرصت های زيادی راهم ازدست داد..درحال حاضروضعيت امنيتی واقتصادی وسياسی کشوربشدت تحت تاثيرمناقشات برسرقدرت بين دولتمردان داخلی وکشورهای خارجی قرارگرفته وخداميدونه که اين اوباما ميخواد چيکارکنه ...درهرحال ما ملت حتی منی که ازکشورم هزاران کيلومتردورهستم آرزودارم که روزی برسه که کشورم را آباد وسربلند وامن ببينم وهموطنانم مجبورنشن که مثل من مهاجرودربدربشن..شايد خداروزی صدای مظلوميت وبيچارگی اين ملت رابشنوه ودلش به حال شان بسوزه واين وضعيت را تمومش کنه ....